صدای دهل میاد از سینه کش کوههای بلند

از جاده هایی که به ده می رسند

این صدا از دهل مردی که غم عشقی تو دلش زندونی

سوخته با هر آتیش تازه ای که روبروش افروخته و ارزونی

حالا وقتی که هوا ابری میشه

قلب عاشقش دوباره می تپه

میاد انگار یه دست پنهون


پرده ی سیاه رو قلبش می کشه

اونوقته که با صدای دهلش

می کشه فریاد دل از تو سینه

می گه عاشقم می سوزم تا ابد

اگه راه و رسم عاشقی این